"شبکه من و تو"، چه "من و تو" هایی را به هم زد

من درسته اینجا فعالیت های مذهبی میکنم اما ظاهر بیرونم شاید شبیه به بچه مذهبی ها نباشه. یادمه یه راننده تاکسی به من نگاهی انداخت گفت:

پسر جان ماهواره نگاه نکن. گفتم چرا؟ گفت من خودم ماهواره داشتم فکر میکردم خیلی خوبه و دیگران دروغ میگن. گفتم خب. گفت هیچی داداشم هم داشت. از وقتی که خانمش می نشست پای برنامه من و تو رفتارش عوض شده بود. گفتم چطور؟ گفت هر روز به بهانه کلاس خیاطی و رانندگی از خونه میزد بیرون. یک روز رفتیم خیاطی گفتن اصلا اینجا دوماه سر نزده. رفتیم کلاس رانندگی گفتن فقط یک روز اومده. آخر سر افتادیم دنبالش دیدیم با یه پسر میره صفا سیتی. گفت دیشب داداشم وقتی دید خانمش دیروقت اومد خونه بهش گفت از همه چیز خبر داره. میگه خانمش با تمام پرروی برگشت گفت: من اون پسره رو دوست دارم اون برام طلا میخره و منو دوست داره به کسی هم ربط نداره. راننده گفت از امروز صبح ماهواره خونه رو باز کردم انداختم دور....