سلام

توی این دنیا، من رو با اسم سامان می‌شناسند.۲۱سالمه و یکی از معتادایه اینترنت شهر اصفهان هستم. اصفهان زادگاه من و تنها شهریه که تا امروز بیشتر از ۳۰ روز و شب رو در اون سپری کردم

سفر سودای همیشه همراه من بوده. گاهی در دل آرزو می‌کنم که جا پای سفرهای ناب سهراب سپهری بذارم…. راستی سهراب شاعر ایرانی مورد علاقه منه، شاعری که با نوشته‌هاش ارتباط عمیقی برقرار می‌کنم و گاه در هوای او نفس می‌کشم. برلین شهر رویاهای منه. اگر روزی ثابت بشه که تجربه زندگی چندباره حقیقت داره، من بی‌هیچ درنگی مطمئن خواهم شد که در تجربه زندگی قبلی‌ام یک پسر برلینی بودم که در یک عصر پاییزی که بوی بارون زیبایی این شهر رو نمناک کرده بود،برای اولین بار عاشق شده‌ام که دیدنش اینقدر دلم رو می‌لرزونه.

من متولد تابستان هستم. دومین ماه فصل گرمه تابستان یک جا شنیدم کسی می‌گفت: “تابستان حتی با یک آسمان آبی، فصل دلگیری است” اما من تابستون رو خیلی زیاد دوست ندارم چون زیادی گرمه به قول سهراب:”وقتی باد می‌پیچد و برگ‌های خزانی را می‌پیماید، بنگرید، پیش روی ما تلاطمی است از رنگ”

وقتی مدرسه می‌رفتم شاگرد زرنگی بودم. مدرسه را دوست داشتم. دلم می‌خواست بازیگر تئاتر باشم. نه برای سراب شهرت، دلم می‌خواست در پوست یک زندگی، چندین و چند زندگی رو تجربه کنم. اما درست در یک قدمی این رویا، به حکم عقل بزرگترها شدم مهندس کامپیوتر! یه جور بازی فکری که توی اون مدت زیادی باید پشت یک میز قرار بگیری و زل بزنی تو چشمای مهربون یه موجودی شبیه Wall-E!

رفتن به بازار و باشگاه ، مطالعه از همه رقم، گذراندن وقت در اینترنت خراب شده، ارضای حس کنجکاوی چیزهای تازه، کافه‌نشینی و گذراندن دمی از سر مهر با یاران همراه، منو از مرداب روزمرگی‌ها دور نگه می‌داره.

وقتی سخن از “من” می‌شه هر کدوم از ما چقدر حرف برای گفتن داریم. برای اینکه این “منِ” من خیلی وزین نشه به همین مقدار بسنده می‌کنم که: سامان یه آدم کاملاً معمولیه ولی عجیب. معمولی از این جهت که اگر همین امروز از صحنه نمایش روزگار حذف بشه، دنیا چیز زیادی از دست نمی‌ده، صحنه پیوسته به جا باقی می‌مونه و او هم از خاطرات محو می‌شه. شاید با دونستن این موضوع خودشو کم‌تر جدی بگیره و بیشتر زندگی کنه.

این بلاگ قراره اطلاعاته مفیدی که در سطح اینترنت شاید به دردتون بخوره نوشته یا کپی برداری بشه و تمامی نرم افزار ها فاقد ویروس میباشد

تلگرام بنده : ســــامیـــ یــو ایـکســـــــــــ

امیدوارم که باز هم نرم و آهسته به سراغ این خلوتگاه درونی بیایی.
موفق و سربلند باشید !
مردادماه ۹۵